محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
316
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
( و جعل لها أجنحة من لحمها تعرج بها عند الحاجة إلى الطّيران . . . ) بال همه پرندگان از پر است ، اما بال خفاش ، گوشتى است . به راستى چرا همه بالها به يك شكل نيستند ؟ آيا هدف از اين تفاوتها ، تنها اشاره به قدرت و بزرگى خداوند است ؟ خداوند خود ، بهتر مىداند و ما ايمان داريم كه جهان آفرينش ، بيهوده ساخته نشده است . ( تطير و ولدها لاصق بها لاجئ إليها يقع إذا وقعت و يرتفع إذا ارتفعت . . . ) جاحظ در كتاب « الحيوان » مىگويد : « خفاش ، باردار مىشود و زايمان مىكند و حيض مىشود و به فرزندش شير مىدهد . . . خفاش مادر از شدت نگرانى نسبت به فرزندش ، او را زير بالش قرار مىدهد و با خود حمل مىكند و گاهى نيز او را به دهن مىگيرد و حتى گاه در حال پرواز به او شير مىدهد » « 1 » در كتاب « پرتويى از زمين و فضا » آمده است : « گونهاى پرنده به نام پنگوئن در قطب جنوب زندگى مىكند كه تخمهاى خود را در زمستان گذاشته و آنها را در كيسههايى در اطراف پايش قرار مىدهد تا آنكه به نوزاد تبديل شده و در آنجا بزرگ شده و رشد مىكند . » « 2 » شگفتىهاى فراوان ديگرى نيز در جهان آفرينش هست كه خردها به آن دست نمىيابند . ( فسبحان البارئ لكلّ شيء على غير مثال خلا من غيره ) خداوند ، بدون وجود هيچ الگويى ، شگفتىهايى حكمت و آفرينش خود را آشكار ساخت ، چه اين كه او وجود نخست ازلى است و همهچيز را از هيچ آفريد .
--> ( 1 ) . الحيوان : 2 / 24 . ( 2 ) . پرتويى از زمين و فضا : 251 .